بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
367
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
اقترانات كواكبست كه از آن استدلال بنزول باران ميكنند و آن را انواء جمع نوء گويند چنانچه امرء القيس ميگفته كه « مطرنا بنوء كذا » پس حق تعالى ميفرمايد كه من قسم به آن مواضع نميخورم و از حضرت صادقين عليهما السلام مرويست كه مراد از مواقع نجوم رجوم شياطين است كه به آن مشركين قسم ميخوردند و حق تعالى ميفرمايد كه فلا اقسم بها و ميتواند كه مراد از مواقع نجوم ائمهء معصومين عليهم السلام باشند چنانچه شيخ ناسك عارف شيخ رجب برسى روح اللَّه روحه القدوسى در مشارق الانوار گفته بنا بر آنكه نجوم را حمل به قرآن كنند كه نجما نجما نازل گرديده پوشيده نيست كه مواقع قرآن ائمهء معصوميناند و قرآن بخانهء ايشان نازل شده و از ابن عباس منقولست كه نجوم آيات قرآن است كه نجم نجم و متفرق فروز آمده و مواقع آن اوقات نزول آنست بمعنى قسم باوقات نزول قرآن و ملا حسين كاشفى رحمه اللَّه در ترجمهء قرآن كه بعد از ترجمهء اول كه مشهورست نوشته گفته كه اماميه گويند كه مراد از نجوم ائمهء اثنى عشر و مواقع مقابر ايشانست يعنى قسم ميخورم بمقابر ائمهء هدى عليهم السلام پوشيده نماند كه تعبير از ائمهء هدى بنجوم در احاديث وارد شده و بنا برين ميتواند كه مواقع نجوم مقابر حضرات باشد اما اينكه اماميه اين معنى را گفته باشند جايى ديده نشد فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ و آن قرآن مثبت است در كتاب مكنون يعنى در كتاب محفوظ و مصون كه آن لوح المحفوظست و بيان محفوظيت آن مىكند كه لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ مس نميكنند آن كتاب را كه لوح المحفوظست مگر ملائكه كه پاك گردانيده شدگانند از ادناس بشريه و علايق جسدانيه و محتملست كه مراد از كتاب مكنون مصحفى باشد كه متداول در ميان مردمانست و درين صورت ضمير آيه ميتواند كه راجع بكتاب بمعنى مصحف باشد و ميتواند كه راجع بكتاب بمعنى قرآن باشد و فرق ميان مصحف و قرآن ظاهر است زيرا كه مصحف شامل جلد و اوراق نيز هست بخلاف قرآن كه آن مخصوص است به آنچه خوانده مىشود پس بنا بر اين احتمال رجوع ضمير لا يمسه به قرآن ارجح است زيرا